X
تبلیغات
تنها بودن بهتر از گدائی عشق است

تنها بودن بهتر از گدائی عشق است

افسوس

بزرگترین افسوس آدمی

 اینست که حس می کند

میخواهد

اما نمی تواند به یاد می آورد

 روزی را که می توانست

اما نخواست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 1:58  توسط hadi  | 

 

سهم يك انسان

 شايد ايستادن وتماشاي

سقوط برگي است

 تا بدامان خزان

 سهم يك انسان

 به كنار زدن پرده دلتنگي ه

ا و تماشاي فضاي سنگين

 از پنجره دلهره ه

ا سهم يك انسان

چشم در راه

كسي دوختن است

 كه نخواهد آمد

 . . . .هرگز

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 دی1388ساعت 3:9  توسط hadi  | 

زندگی نقطه سر خط

زندگی نقطه سر خط بی وفایی شده عادت

تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه به قیامت

زندگی نقطه سر خط تلگرافی شده نامه ات

قلبم و مچاله کردی لای نقطه چین نامه ات

عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات

زندگی نقطه سر خط برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات

 

با سی و دو حرف دلگیر مختصر مفید و ساده

گفتی که سایه ی عشقت از سرم خیلی زیاده

زیر درد خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم

تا بدونم که به عشقت تا که جون دارم طلسمم

عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات

 

توی یک کاغذ بی خط حرف های خسته به نوبت

توی سرزمین نامه ات حرف ت کرده قیامت

ت مثل تو مثل تردید ت مثل آخر طاقت

مثل تنهایی مثل تب مثل آخر خیانت

عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 13:52  توسط hadi  | 

آدمك

آدمك آخر دنياست،بخند...
آدمك مرگ همين جاست،بخند.
آدمك خل نشوي گريه كني!...

كل دنيا سراب است ،بخند.
دست خطي كه تورا عاشق كرد!

 شوخي كاغذي ماست،بخند...
آن خدايي كه بزرگش خواندي،

 بخدا مثل تو تنهاست، ..............بخند

+ نوشته شده در  جمعه 30 مرداد1388ساعت 1:5  توسط hadi  | 

اسیر من است

پرسید که چرا دیر کرده است؟

نکند که دل دیگری او را اسیر کرده است ؟

 خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است.

تنها چند دقیقه دیر کرده است.

گفتم:امروز هوا سرد بوده است.

شاید جای قرار تغیر کرده است.

خندید به سادگیم

 گفت:احساس پاک تو را زنجیر کرده است.

 گفتم:ازعشق من چنین سخن مگو،

گفت:خوابی، سالهاست دیر کرده است

.در آینه به خود نگاه میکنم،

آه عشق توعجب مرا پیر کرده است.

راست گفت آینه:که منتظر نباش

 او برای همیشه دیر کرده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 0:10  توسط hadi  | 

سهم من

 

سهم من از شب

شايد همان ستاره اى باشد

 که هميشه پنهان است

 هميشه هميشه هميشه...

و يا به قول قاصدک

 ستاره اى من

 همان است که

 پيدا نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 23:51  توسط hadi  | 

Eshgh

میدونی اگه بهم بگن

تو این دنیا فقط و

فقط یک آرزوت برآورده میشه

چی میخوام و چی آرزو میکنم ؟

با اطمینان و شهامت میگم :

فقط وفقط لحظه مرگم

 وقتی باشه که تو آغوش تو باشم .

همیشه این برام آرزو بوده .

میدونی چرا ؟

چون وقتی تورو دارم از هیچ چیز ،

 حتی مرگ هم نمیترسم .

وقتیکه با توام و توی آغوش تو

 همه چیز حتی جون دادن

برام شیرین و راحته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 23:39  توسط hadi  | 

دلتنگي

تنهايي مي آيد ،

 مي نشيند

و ساعتهايم را مي بلعد ،

هميشه گمشده اي دارم !

 چقدر دلتنگي از ميان

 ثانيه ها پيداست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 0:14  توسط hadi  | 

زندگي

من زندگي را دوست دارم ولي
از زندگي دوباره مي ترسم
!
دين را دوست دارم

ولي از کشيش ها مي ترسم
!
قانون را دوست دارم

ولي از پاسبانها مي ترسم
!
عشق را دوست دارم

ولي از زنها مي ترسم
!
کودکان را دوست دارم

ولي ز آئينه مي ترسم
!
سلام رادوست دارم

ولي از زبانم مي ترسم
!
من مي ترسم

پس هستم
اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن
!
من روز را دوست دارم

ولي از روزگار مي ترسم

حسین پناهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 2:19  توسط hadi  | 

یادمون باشه

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم

 بعد یکدفعه رهاش کنیم

 چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .

یادمون باشه که قلبمون رو همیشه

 لطیف نگه داریم تا کسی که به ما

 تکیه کرده سرش درد نگیره

یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم

 . یادمون باشه هیچوقت کسی رو

 بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم

 چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .

یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت

 بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت

چون زندگیش رو ازش میگیریم

 یاذمون باشه

 با احساس یه نفر بازی نکنیم..

یادمون باشه اگر خاطرمان تنها شد ... ،

 طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 0:30  توسط hadi  | 

افسوس

چنان شوق رهايي داشت

كه تنها يك لحظه غفلت كردم


پر زد و رفت


و چنان عشق آزادي داشت


كه نه نگاه منتظرم را ديد


و نه دلواپسي دلم را


پر زد و رفت


و چنان شوق آسمان داشت


كه التهاب اسارت


در شعاع رنگارنگش آب شد


پر زد و رفت


مي دانم كه ديگر نمي آيد


اما


قفس زندگي ام


پر است لز جاي خالي پرواز




بي اعتنا و سبك اما


پرنده


پر زد و رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 0:14  توسط hadi  | 

تنها

نه کسی منتظر است ،

نه کسی چشم براه

نه خیال گذر

 از کوچه ما دارد ماه

بین عاشق شدن و مرگ ،

 مگر فرقی هست

وقتی از عشق

 نصیبی نبری غیر از آه.

به چه دل خوش کند

آن خسته پلنگی که فقط

حاصلش زخم شد

 از پنجه کشیدن در ماه

به امید گذر قافله

هر که در اید از چاه

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 0:52  توسط hadi  | 

ye Rozi Fekr MiKarDaM BedOne TO MiMirAm

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم

يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم

يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي

يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي

برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي

فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي

منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم

الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود

خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 0:32  توسط hadi  | 

دلم گرفته

دلم گرفته براي شبي که بارانيست

براي غربت قلبي که رو به ويرانيست

دلم گرفته براي نبودن خورشيد

چرا براي دل من هوا زمستانيست

کجاست خلوتي از جنس يک حضور سبز

که در شلوغي دنيا پر از پريشانيست

هميشه فصل بهارم به رنگ پاييز است

وعشق سرخ خزانم قشنگ و عرفا نيست

صداي بودن تو در خيال من جاريست

اميد ديدن تو انتظار روحانيست

کجايي اي شب باران که بي تو مي گويم

دلم گرفته براي شبي که بارانيست

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 10:38  توسط hadi  | 

dooset daram..

بیشتر از آنچه که تصورش را میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي

ندارد!

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي

خويش هيچ آرزويي را ندارم

عزيزم اين قلب كوچك و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به

تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!



عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من

ابراز كردي و آموختي!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين

قلب بي طاقت من نيست

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه

تو مي باشد !

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و در آغوش

خود بفشارم!

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم!

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم .

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي

ابرازي براي آن نيست!



با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 0:47  توسط hadi  | 

خياله

زندگي پر از سواله مي دونم
رسيدن به تو خياله مي دونم
تو ميگي يه روزي مال من ميشي
اما موندت محاله مي دونم
تو ميگي شبا دعامون مي كني
چشمه چات زلاله مي دونم
توي آسمون سرنوشت ما
ماه كاملمهلاله مي دونم
تو ميگي پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله مي دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله مي دونم
طاقتم ديگه داره تموم ميشه
صبر تو رو به زواله مي دونم
آره مي ري و نمي پرسي كه اين
دل عاشق در چه حاله مي دونم

.......................................

 به احساس تو

اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم

 و يا از روي خودخواهي فقط خود
را قشنگ ديدم
اگر از دست من در خلوت خود گريه مي كردي
اگر بد كردم و هرگز به روي خود نياوردم
اگر تو مهربان بودي و من نامهربان بودم

 براي ديگران بهار و براي تو خزان بودم
اگر تو با تحمل گله از خودخواهي ام كردي
اگر زجري كشيدي تو گاهي از زبان من
اگر رنجيده خاطر گشتي از لحن بيان من
گناهم را ببخش
انقدر بی تابم که تاب نوشتن هم ندارم....

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 0:38  توسط hadi  |